سردر دانشگاه بوعلی سینا همدان

دانشگاه بوعلی سینا همدان؛ هر آنچیزی که باید از همدان و بوعلی بدانید!

قبل از اینکه اولین بلاگم، یعنی همین متنی که در حال خوندنش هستید رو شروع کنم، کلی داشتم این مورد رو بررسی میکردم که واقعا چطوری میشه این همه اتفاق های مختلف در طول تقریبا 4 سال و نیم رو خلاصه کرد، طوری که خواننده خسته نشه؟

شاید برای خیلی از ماهایی که دوران دانشجویی رو گذروندیم، این دوران دیگه خیلی مهم نباشه، اما دقیقا یادمه که خودم اون بازه ای که دانشجوی لیسانس بودم، واقعا دنبال این بودم که یه شخصی بیاد و از تجربه هاش و گنگی عجیب غریبی که اون زمان، هرکسی باهاش مواجه میشه صحبت کنه و یادمه خیلی چیز مناسبی پیدا نمیکردم یا اگرم پیدا میکردم، اون ادما خیلی شبیه من نبودند.

چند تا نکته در مورد مطالبی که در ادامه بررسی میکنم رو هم لطفا در نظر داشته باشید :

  • تمام موارد پایین، حاصل تجربه های ریز و درشت خودم از 4 سال و نیم دانشجو بودن در دانشگاه بوعلی سینا همدان هست و احتمالا به مرور هم به کمک دوستانم تکمیل میشه و هر جایی از سمت کسی نوشته یا نظری بیارم، حتما اسمش رو ذکر میکنم.
  • هر کجا اسم همدان اومد، منظور شهر همدانه. یعنی مرکز استان همدان، نه کل استان همدان.
  • بازه زمانی مطلب زیر، برای سال 1394 تا 1399 هست، یعنی بازه ای که دقیقا خودم دانشجوی مهندسی کامپیوتر در این دانشگاه بودم.
  • عکس های قرارداده شده، تماما توسط خودم گرفته شدند و هر عکسی از سمت خودم نباشه، در توضیح اون عکس ذکر کردم.
  • سعی کردم مطالبی که مینویسم واقعا فارغ از هر گونه جهت گیری باشه و دیده های خودم رو به اشتراک بذارم.
  • هر کجا احساس کردید باید کامنتی برای بهتر شدن مطلب بذاید یا من رو نقد کنید، حتما برام کامنت بنویسید، حتما ( مخصوصا بچه هایی که در این دانشگاه دانشجو بودند یا هستند. )
  • به علت مفصل بودن مطلب، سعی کردم از کنار خیلی چیزها بگذرم و اصل مطلب رو بیان کنم، ولی اگر سوالی بود، حتما بهم اطلاع بدید.

 

بخش اول

چی شد که همدان شد؟

همدان - میدان امام خمینی
همدان – میدان امام خمینی – 5 آبان 95

خوب طبیعتا من هم مثل خیلی های دیگه، یه بازه ای که بهش میگن خیلی مهم و تاثیرگذاره رو گذروندم، یعنی دوران کنکور! هیچوقت یه جمله غلط مدیر دوران دبیرستانمون رو فراموش نمیکنم، اگرچه آدم خیلی خوبی بود، اما این اشتباه رو همیشه توی حرفاش تکرار میکرد که :

 کنکور رو که رد کنید، دیگه تمومه!

منظورشون این بود که جای سخت زندگی کنکوره و بعدش دیگه چندان سخت نیست! خیلی خلاصه بخوام بگم، دبیرستان ریاضی فیزیک میخوندم، معمولا بالاترین نمره ها رو داشتم و بچه درسخون بودم. با اینکه خیلی شیطونی میکردم توی دبیرستان و واقعا کلی معلم ها رو با جمعی از رفقا که داشتیم اذیت میکردیم ( مسعود جان ارادت! ) ، اما به عنوان دانش اموز ممتاز شناخته میشدم و خوب خیلی روم حساب باز کرده بودند برای کنکور و قبولی و اینا. منظورم این نیست که ادم خاصی بودم نه واقعا، خیلی هم اتفاقا فهمم کم بود نسبت به یه سری از هم کلاسی هام تو درس های سخت تر، اما شاید یکم تلاشم بیشتر بود. به هر حال اینجاش مهم نیست…

کنکور رو دادیم و نتایج اومد. رتبه نسبتا خوبی هم داشتم. رشته مهندسی نساجی و پلیمر و فیزیک و این جور رشته ها رو هم در دانشگاه های تهران قبول شدم ( کارنامه سبز ما بهش میگفتیم )، اما خوب با مشورت هایی که گرفته بودم، میدونستم که رشته از مکان دانشگاه مهمتره ( حداقل اون موقع اینطوری میگفتن ) و باید تمرکزم رو بزارم روی رشته ای که میخوام بخونم…

خوب تا اینجا همه چیز اوکیه، کاملا هم منطقی به نظر میاد، اما یه سوال، حالا من واقعا باید چه رشته ای رو بخونم؟ خوب خیلی ساده و مشخص مثل خیلی های دیگه تو اون سن، من فقط تا الان معادلات دیفرانسیل و انتگرال و فیزیک و اینجور چیزارو میدونستم، پره پرش، 4 تا دانشجو ترم اولی برامون اورده بودن که در مورد رشته اشون بهمون اطلاعاتی بدند و خودمون هم 4 تا سرچ تو گوگل گرده بودیم، اما اینکه چی رو باید انتخاب کرد واقعا داستانی بود، شاید بشه گفت اولین داستان گنگ و مهم زندگی…

 

اینکه چی رو باید انتخاب کرد واقعا داستانی بود، شاید بشه گفت اولین داستان گنگ و مهم زندگی…

 

من فقط یه چیزی رو میدونستم، از اونجایی که دور و وری هام، همگی رشته های برق، مکانیک، عمران و این رشته های مهندسی محبوب اون دوران رو خونده بودند، همگی فقط یه توصیه یکسان داشتند: ” رشته ما رو نخونی ها! بدبخت میشی! “.

رشته ما رو نخونی ها! بدبخت میشی!

 

البته خودمم واقعا از هیچکدوم از این رشته ها خوشم نمیومد، و بین مهندسی ها فقط یه رشته بود که فکر میکردم جذاب باشه، عملا هیچ چیزی در مورد برنامه نویسی، سیستم عامل و مابقی چیزها نمیدونستم، اما چون یه بازه ای گیمر بودم، با کامپیوتر و اینترنت هم خوب خیلی کار میکردم و چیزهای نسبتا مفیدی میدونستم، تنها انتخابم واقعا مهندسی کامپیوتر بود. اجازه بدید تعارف رو کنار بزارم، تنها رشته ای که فکر میکردم اندازه ما بقی رشته ها ازش بدم نمیومد همین بود!

در نهایت من تمام انتخاب هام رو برای انتخاب رشته معطوف کردم به این رشته، و همه اولویت هام رو تا فکر کنم 50 الی 60 انتخاب اول، ست کردم بر روی رشته مهندسی کامپیوتر تهران و بعدش شهرستان های مختلف و نزدیک به تهران.

یادمه که خوب اون زمان با رتبه من، همه میگفتن : ” تهران خیلی کم شانس داری، اما اطراف هرجا بزنی قبولی! ” منم تا حد زیادی مطمئن بودم که از تهران که رد بشه ( چون ساکن تهران هستم )، دیگه قطعا بین المللی قزوین قبول میشم و میرم میام، اون زمان حتی به خوابگاه رفتن هم فکر نمیکردم و دنبال این بودم برم و بیام، دروغ چرا، به تعبیر امروزی ها، الان که فکر میکنم واقعا خیلی خونگی بودم …!

به هر حال، قبولی دانشگاه، مثل یه قطار مسافربری، از روی قزوین رد شد و در ایستگاه بعدی وایستاد، دقیقا یه انتخاب بعد از بین المللی قزوین، ردیف 18، دانشگاه دولتی بوعلی سینا همدان! روزی که جواب ها اومد باورم نمیشد، همونطور که مادرمم بعد از اینکه بهش گفتم واکنشش این بود :

 اعع؟ جدی میگی؟ مبارکه …

 

به هر حال جاده سرنوشت ما، بخش مهمیش قرار بود از جنوب شهر همدان رد بشه، شهری که به سرمای زمستونش و غار علی صدرش معروفه، حالا سرماش واقعا درست، غار علی صدر اصلا تو همدان نیست! تقریبا اگر اشتباه نکنم یه 100 کلیومتری با شهر همدان فاصله داشت، بگذریم…

 

 

بخش دوم

همه چیز در مورد شهر همدان، از آب و هوا، تا لهجه و گویش!

آرامگاه باباطاهر عریان - همدان
آرامگاه باباطاهر عریان – همدان – 5 ابان 95

خوب خیلی از چیزهایی که توی ویکی پدیا و گوگل میتونید پیدا کنید رو من دیگه اینجا نمیارم، فقط خیلی خلاصه چند تا از مهمترین تجربه های خودم رو در مورد همدان، مردم اونجا و وضعیت کلی این شهر مینویسم.

 

آب و هوای همدان

دانشگاه بوعلی سینا همدان
دانشگاه بوعلی سینا – یکشنبه 10 بهمن 1395

اول از همه اینکه همدان واقعا شهر سردسیری به حساب میاد. پس اگر واقعا مشکل دارید با سرما، 6 ماه دوم سال براتون قطعا سخت خواهد بود، به قول خود همدانی ها، اینجا خبری از 4 فصل نیست و کلا 2 فصل داریم و راست هم میگن.

6 ماه اول سال نسبتا گرمه و 6 ماه دوم، حقیقتا سرد. یه مثال بزنم، زمستان اولین سالی که من اونجا بودم، سال 95، ما دمای -21 درجه رو تجربه کردیم که دیگه تا اخرش هم چنین سرمایی ندیدیم.

 

وضعیت اجتماعی همدان

وضغیت اجتماعی همدان - مهدی عسگری
میدان امام خمینی – همدان – 5 ابان 1395

من شدیدا موافق این جمله ام که میگن :

” هیچ جمعی رو نباید جمع بست! “

و کاملا هم درسته. مثلا اینکه ترکا فلانن، کردا این چنینن، فارس ها فلانن و از این جور جمع بندی های بدون سر و ته، همشون غلطند. به خاطر همین، هر جا شنیدید که میگن همدانی ها فلانن و بیسارن بدونید که با یه گزاره کلی، پر از اشتباه و بدون داده در طرفید.

بهترین گزاره در مورد همدانی ها رو از خود یک همدانی که راننده تاکسی بود شنیدم :

 بهشون کاری نداشته باشی، بهت کاری ندارن!

 

و این جمله اونجا واقعا صدق میکنه. اما یه سری خصوصیات هم به هر حال هست و نمیشه منکرشون شد :

  • جریان مالی برای مردم همدان نسبتا مهمه، از یه سری از همدانی ها شنیدم که میگن ما خیلی خسیسیم و این حرفا، اما انصافا اینطوری نبود. اما به طور کلی، سر پول با کسی شوخی ندارن، پول تاکسی و خورده نون و این حرفا نداریم، حساب حساب، کاکا برادر.
  • اینکه میگن همدانی ها حسودن واقعیت نداره، باز هم ارجاع میدم به همون پاراگراف اولی که نوشتم، اما من هم یه چنین حسی رو تقریبا از یه سری از بچه های همدان درک کردم. ( اگر همدانی هستید دارید این مطلب رو میخونید یه دو دقیقه صبر کنید پایین قراره یه چیزی بنویسم! )
  • همدانی ها ترک هستند.
    این یکی از غلط های بسیار بسیار رایجه که خیلی ها فکر میکنند همدانی ها ترک و آذری زبان هستند، در صورتی که همدانی ها، همدانی هستند. تمام. همدانی های اصیل، یک لهجه به خصوص دارند و اون لهجه همدانی هست و دقیقا فارسی صحبت میکنند، با کمی تغییرات.
  • همدانی ها آدم های سردی هستند!
    خوابگاه غدیر دانشگاه بوعلی
    خوابگاه غدیر دانشگاه بوعلی – دوشنبه 25 بهمن 1395

    اینم شاید شنیده باشید ولی واقعا اینطوری نیست. من خودم این مورد رو از یک همدانی اصیل شنیدم، اما اینم بگم که آب و هوا واقعا روی خلقیات ادمها تاثیر میزاره، اما همه جور همدانی اصیلی من دیدم و این گزاره هم کاملا غلطه.

  • شمال شهر و جنوب شهر همدان برعکسه!
    حیدره ی بالای شهر همدان
    حیدره ی بالای شهر همدان – 29 فروردین 1396

    دقیقا درسته. در واقع بخش جنوبی شهر همدان، بالاشهر همدان به حساب میاد و بخش شمالی اون، جنوب شهر به حساب میاد ( از لحاظ تمکن مالی ).

  • همدانی ها خیلی پولدارند!
    واقعا نمیتونم چیزی در این مورد بگم چون داده کافی ندارم، اما میتونم بگم تقریبا بخش زیاد ملموسی از همدانی های اصیلی که من میشناختم و میشناسم، از لحاظ مالی در شرایط مالی بهتر از متوسط قرار داشتند.
  • همدان شهری مذهبی است!
    امامزاده عبدالله همدان
    امام زاده عبدالله همدان – 25 آبان 1395

    خوب تا بخش خیلی زیادی این جمله کاملا درسته. غالب بسیار زیاد شهر، کاملا مذهبی هستند اما باز هم گزاره کاملی نیست، اما برای توصیف کلی شهر، این گزاره نسبت به گزاره های بالا درست تره …

  • همدان شهری سیاسی است!
    سالن همایش دانشکده علوم بوعلی
    سالن همایش دانشکده علوم بوعلی – بهترین جایی که میتونید وقتتون رو تلف کنید! – 11 اردی بهشت 1396

    متاسفانه به شدت بله! من علاقه ای به این موضوع ندارم، اما در کل، عامه مردم نسبتا درگیر سیاست هستند و اظهارنظرهای خیلی زیادی در سطح شهر همواره در مورد سیاست میشه.

  • مکان های تفریحی گردشگری همدان
    یه جمله رایجی رو تو شهر همدان میشنوید که میگن :

کل همدان رو میشه در کمتر از نیم ساعت دور زد!

  • منظورشون اینه که شهر کوچیکی هست و از این جور حرفا، من تست نکردم ببینم میشه یا نه، اما خوب طبیعتا اندازه اصفهان و شیراز در همدان مکان دیدنی نیست، اما خود شهر هم فارغ از این موارد نیست.
    تپه عباس آباد، میدون بوعلی ( آرامگاه بوعلی ) و گنجنامه، مکان های دیدنی واقعا درجه یکی بودند.

    تپه عباس آباد همدان
    تپه عباس آباد همدان – 25 اردیبهشت 1398
  • اغلب مردم دانشجو هستند!
    دانکشده مهندسی بوعلی سینا همدان
    دانکشده مهندسی بوعلی سینا همدان – درس برنامه نویسی پیشرفته – 7 آذر 1396

    خوب من داده دقیقی در این مورد ندارم، اما واقعا اونجا نرخ دانشجو واقعا زیاد بود، بدون اغراق از بین هر 5 نفر، حداقل 2 سه نفری دانشجو بودند، از اونجایی که دانشگاه های مختلفی در خود همدان وجود داره ( دانشگاه دولتی بوعلی سینا همدان، دانشگاه آزاد، دانشگاه پیام نور، دانشگاه غیرانفاعی و … )، شاید این مورد خیلی هم عجیب نباشه.

  • تجارت خانه حرف اول را میزند!
    خیابان جوادیه همدان
    خیابان جوادیه همدان – 9 مهر 1398

    اینم تقریبا درسته، از اونجایی که گفتم، این شهر واقعا دانشجوخیزه، به خاطر همین مردم زیادی در همدان ، بخشی از کسب درآمدشون از اجاره و رهن خانه، سوییت و … هم برای مسافرین، هم برای دانشجوهاست. راستی اگر اونجا چینی دیدید تعجب نکنید! اشتباه هم نگیرید، به خاطر قرارداد 25 ساله نیست، کلا شهر توریستی ای به حساب میاد و کلی دانشجوی بین المللی و توریست های مختلف هم در سطح شهر میبینید، اروپایی، افریقایی، شرقی و …

 

در کل اگر بخوام این بخش رو جمع بندی کنم، برای من هیچ تفاوتی نمیکردند مردم همدان با سایر جاها، نمیدونم شاید چون ادم زیاد دیده بودم به این نتیجه گیری رسیدم، اما واقعا مثل جاهای دیگه بود همه چیز و من همه جور همدانی ای رو دیدم و شناختم. اما به نظر خودمم شهر نسبتا سرد روحی بود اگر بخواییم با تهران یا سایر جاهای شلوغتر مقایسه کنیم.

لازم به ذکره که در حال حاضر، یکی از بهترین رفقای زندگی من، و چند انسان بسیار بسیار درجه یکی که باهاشون در ارتباطم، اصالتا، همدانی اصیل هستند.

 

 

بخش سوم

دانشگاه بوعلی سینا همدان

سردر دانشگاه بوعلی سینا همدان
سردر دانشگاه بوعلی سینا همدان – 27 ابان 1398

خوب رسیدیم به خود دانشگاه. دانشگاه بوعلی، در جنوب غرب همدانه، تقریبا طبق اماری که من سال اخر داشتم ( سال 1399 ) ، چیزی نزدیک به 13هزار دانشجو، تنها در خود دانشگاه بوعلی تحصیل میکردن. سال آخر، ظرقیت ها رو هم از 90 به 120 افزایش داده بودند و داستانی شده بود ….

اکثر دانشکده ها، در خود دانشگاه هستند. ( به جز دانشکده هنر که خارج از دانشگاه بود. ) محیط دانشگاه بسیار بسیار بزرگ و طولانی هستش و اکثر رفت و آمدها با اتوبوس های موجود انجام میشه. استخر، سلف ( یکی هم خارج از دانشگاه ) ، دریاچه، سالن های ورزشی، خوابگاه های دانشجویی ( چندتایی هم بیرون دانشگاه هست )، مسجد، زمین چمن و …، از جمله مکان هایی هستند که توی خود محیط دانشگاه هستند و از همه شون جذاب تر، دریاچه ای هستش که اسم بردم. از هر جای ایران که فکر کنید اونجا دانشجو هست، شمال و جنوب و شرق و غرب. دانشگاه بوعلی جزو دانشگاه های بین المللی هم به حساب میاد، و دانشجوهایی از اوکراین، سوریه، عراق، هند، آفریقا، چین، کره و سایر کشورها هم اونجا زیاد هستند.

 

مهمترین چیزی که باید بهش در دوران دانشجویی توجه کنید، همین جریان خوابگاهی هست که من بعدا مفصل براتون مینویسم، اما حواستون باشه که 3 تا خوابگاه زیر نظر مستقیم دانشگاه برای پسرا وجود داره، یکی غدیر که داخل دانشگاه هست و باید انتخاب اول شما باشه ( به دلیل نزدیکی به تمام امکانات دانشگاه، دانشکده ها، سلف و … )، 2 تای دیگه خارج از محیط دانشگاه هستند و فاصله زیادی با دانشگاه دارند و واقعا اذیت میشید. اینم بگم که زمان ما، تا 3 سال بیشتر خوابگاه نمیدادند و سال اخر باید یا خانه اجاره کنید با رفقا یا تکی، یا دوم رو نمیدونم واقعا : ))

محیط دانشگاه پر از درخت و فضای طبیعیه و این جریان واقعا لذت بخشه، کوه الوند از همه جای دانشگاه معلومه و یه سری چهره های بی نظیر رو از طبیعت واقعا میتونید تو محیط دانشگاه ببینید …

محیط دانشگاه بوعلی همدان
محیط دانشگاه بوعلی همدان – 25 فروردین 1397

 

خوب تا اینجا تقریبا ههه چیز گل و بلبل بود، اما دعوای اصلی ما، با خود دانشکده مهندسی، یعنی از همون درب ورودیش شروع میشه، پس بریم بخش بعدی …

 

 

بخش چهارم

دانشکده مهندسی دانشگاه بوعلی سینا

دانشکده مهندسی بوعلی سینا
دانشکده مهندسی بوعلی سینا – 24 مهر 1395

خوب بالاتر ذکر کردم که دانشگاه، کلی دانشکده داره که هر کدومشون واقعا در حد خودشون زیبایی های متنوعی دارند، تو دانشکده های ادبیات و علوم انسانی که یادمه درختهای کاج و موز کاشته بودند، دانشکده کشاورزی هم کلی صفا داشت؛ با این تفاسیر، من و بچه های دانشکده مهندسی کلی فکر میکردیم و در آخر نفهمیدیم که واقعا چرا دانشکده مهندسی رو مثل بیمارستان ساخته بودند؟

 

دقیقا پلان ساختمان مهندسی، یک پلان بیمارستان بود. راهروهای تو در تو، همه بچه های مهندسی میتونن رو حرفام صحه بزارن که از درب دانشکده که وارد میشدیم، اگر اون راهرو رو به رو رو مستقیم میرفتیم، انتهاش بوی الکل میومد، قشنگ مشابه سالن تزریقات درمانگاه ها و بیمارستان ها…

پشت مهندسی دانشگاه بوعلی
پشت مهندسی دانشگاه بوعلی – مکان مورد علاقه بچه های دخانیات دانشگاه – 25 مهر 1395

علاوه بر اینها، دانشکده مهندسی، تقریبا نه تنها جنوبی ترین نقطه دانشگاه محسوب میشه، بلکه جنوبیترین نقطه کل شهر همدان هم هست و از اونجایی که گفتم جنوب و شمال شهر تقریبا برعکسه، لذا اون بخش واقعا همواره سردتر از جاهای دیگه بود. سیستم گرمایشی دانشکده مهندسی، در طی سالهایی که ما بودیم، بدون تعارف افتضاح بود! در شهری به سردی همدان، هیچوقت از سرمای کف دانشکده و محیط داخلی اون در امان نبودیم. فرقی نمیکرد سر کلاس، کتابخونه یا سایت دانشگاه، اونجا همه جاش سرد بود! فکر میکنم بعد از بین المللی شدن، یکی از مهمترین کارهایی که باید دانشگاه بکنه، یه فکری به حال سیستم گرمایشی دانشکده مهندسی باشه! افتخار به حساب نمیاد، ولی از نیازهای دانشجوهاست …

 

ورودی دانشکده مهندسی

سر در دانشکده مهندسی بوعلی سینا همدان
سر در دانشکده مهندسی بوعلی – 17 آذر 1396

زمانی که وارد محیط دانشکده میشید، یه واحد به شدت شبیه گشت ارشاد جلوی شما ظاهر میشه ( در تمام دانشکده ها البته این موضوع صدق میکرد، اما مهندسی بیشتر )، برخوردهای نسبتا خیلی بدی رو ما از دوستان حفاظتی میدیدیم، اگرچه اینجا هم باز یکی دو نفر بسیار انسان و قابل احترام بودند.

یه بازه زمانی هم پرچم آمریکا رو جوری روی ورودی دانشکده گذاشته بودند که برای ورود، مجبور بشیم ادای احترام به آرمانهای عده ای کنیم. من یه مدتی تو رفت و برگشت هام یه قضیه ای رو آنالیز و پیش بینی میکردم، اونم بررسی رفتار اساتید خودمون بود. همه پیش بینی هامم تقریبا دست از آب در اومد و جالب بود اونایی که هیچ ادعایی در مورد اخلاقیات نداشتند، هیچقوت پاشون رو روی پرچم و هویت کشور و مردم دیگه ای نمیگذاشتند، دقیقا برعکس مدعیان و مدرسین اخلاق …

ورودی دانشکده مهندسی بوعلی
ورودی دانشکده مهندسی بوعلی – 15 دی 1398
سالن کنفرانس دانشگاه بوعلی
سالن کنفرانس دانشگاه بوعلی – 2 اسفند 1396

بوفه دانشکده مهندسی بوعلی سینا همدان

بوفه دانشکده مهندسی بوعلی
بوفه دانشکده مهندسی بوعلی – 3 آبان 1396

الان که دارم براتون کروکی میکشم، یاد یک انسان، به معنی واقعی کلمه، در اون دانشکده سردروح افتادم، انتهای اولین راهرو دست راست، بوفه دانشکده هستش، گرداننده اون بوفه کسی نیست جز : ” حسن آقا “. اهل تعارف نیستم، اما به اندازه تمام اساتید اخلاقی که بالا ذکر کردم، ما از این شخص دوست داشتنی، اخلاق و برخورد اجتماعی یاد گرفتیم، هر جا هستند تنشون سلامت. ( روزهای اخر تصمیم داشتیم بریم برای عکس خداحافظی و اینجور حرفا، متاسفانه کرونا شد و کلا همه چیز تعطیل شد، خلاصه اگر دیدین این شخص محترم رو، سلام گرم ما رو بهشون برسونید… )

 

کتابخانه دانشکده مهندسی بوعلی سینا همدان

راهروی قبل از بوفه، ورودی بخش های هیجان انگیز دانشکده هستش، نمازخانه برادران، کتابخانه، و پله هایی که شما رو به سمت سایت و سالن مطالعه هدایت میکنند.

تو کتابخانه دانشکده هم کلی کتاب هست، تقریبا هر کتاب تخصصی ای رو بخوایید اونجا میتونید تهیه کنید، البته اگر مهندسی کامپیوتر میخونید خیلی جوگیر نشید، به غیر از ترم یک و دو، تقریبا شما دیگه هیچ کتابی نیاز ندارید و همه درس ها و جزوه ها به صورت فایل های الکترونیکی به دستتون میرسه، مسول اونجا هم یه خانم بسیار بسیار دوست داشتنی بودند که متاسفانه اسمشون رو یادم رفته… خوب از کتابخانه بیاییم بیرون، بریم سراغ نمازخانه که رو به روی کتابخانه قرارگرفته، محیطی بکر که خیلی ها ازش استفاده نمیکردند …

 

نمازخانه دانشکده مهندسی بوعلی سینا همدان

خوب اسم نمازخونه و کاری که باید در اونجا انجام بشه مشخصه، اگرچه اینجا خیلی کوچیکه، اما یه محیط بی نظیر برای چرت زدن و چند دقیقه استراحت کوتاه مدت هست مخصوصا بین کلاس ها هست، البته حواستون باشه که زمانی که چرت میزنید، هر لحظه امکان داره یکی از اساتیدتون رو بالاسرتون در حال نماز خوندن ببینید، خدا براتون نیاره این لحظه رو، یه حس خجالت عجیبی بهتون دست میده که واقعا هیچوقت یادتون نمیره، البته بعدا که یادش میوفتید خنده داره واقعا …

 

سایت دانشکده مهندسی بوعلی سینا همدان

سایت دانشکده مهندسی بو علی
سایت دانشکده مهندسی بو علی – 1 آبان 1395

خوب میتونم بگم به هیجان انگیز ترین بخش دانشکده رسیدیم.

اگر ترم یکی هستید، بهتون توصیه میکنم زیاد سایت برید، به هر حال قسمته دیگه، ما نرفتیم البته ولی خوب : )) حالا از شوخی گذشته، کلا اگر یک محیط انسانی و اجتماعی در دانشکده باشه، بعد از بوفه حسن آقا، همین سایته دانشگاهه، به هر حال اون موقع که کسی بهمون این چیزا رو نگفته بود، ولی به هر حال اونجا همواره کلی ادم مختلف و دانشجوهایی از همه رشته های مهندسی با گرایش های سیاسی و اجتماعی مختلف جمع میشه، تنها حسرتم الان اینه که چرا اون موقع، با دانشجوهای مختلف برای تیم سازی، آشنایی بیشتر و بین رشته ای و کلی حرکت تازه صحبت نکردم، جمع های مختلف نساختم و …، شما اشتباه من رو نکنید.

به هر حال، اینجا کلی کامیپوتر هست که میتونید ازشون استفاده کنید، مخصوصا اگر مثل من برای شروع، لپتاپ ندارید و رشته تونم مهندسی کامپیوتره، به جز گیم و کال اف دیوتی و کانتر استرایک که اکثر ترم یکی ها اونجا مشغولند! ، شما میتونید همه کارهاتون رو اونجا انجام بدید، راستی نیاز نیست برای استفاده از وسایل سایت از کسی اجازه بگیرید! مسئول سایت هم اون زمان یه خانم خیلی با شخصیتی بود، امیدوارم هنوزم باشند. اینترنت؟ در ادامه حتما بهش مفصل میپردازم. یه توصیه کوچیک برای این بخش : از جمعهای ترم یکی هم پرهیز کنید، از ترم دو شروع کنید! …

راستی ، اینجا جای مناسبی برای تمرکز نیست، کلا تمرکز محاله، مثلا من یادمه اوایل اونجا میرفتم که کارهام رو ببرم جلو، وب گردی کنم و …، اولا کلا سرصدا به شکل وحشتناکی اینجا زیاده، دو اینکه به هر حال یه سری میرن یه سری میان، ادم هایی از همه نوع و رنگ و لباس و پوشش، خلاصه از من بشنوید، کسی زیاد اونجا رفت بهش مشکوک شید : )). خوب حالا کجا بریم برای واقعا درس خوندن؟ اگرچه سوال غلطیه این مورد از من ( چون من عملا درس نمیخوندم! )، اما برای هر گونه کار تمرکزی، دقیقا باید برید رو به روی سایت دانشکده، یعنی سالن مطالعه!

البته با من همراه باشید، چون یه جای دیگه بهتون معرفی میکنم، اگرچه اونجا یکم شلوغه، ولی اگر مهندسی کامپیوتر میخونید، جای نسبتا بهتری برای کامیونیتی شماست، قلمرویی برای بچه های کامپیوتر…

 

سالن مطالعه دانشکده مهندسی بوعلی سینا همدان

سالن مطالعه دانشکده مهندسی بوعلی
سالن مطالعه دانشکده مهندسی بوعلی – 22 آبان 1398

سالن مطالعه دانشکده، برا من مثل یک جای مقدس بود. بازم میگم من درس نمیخوندم، اما واقعا از جنبه مقایسه، سایت دانشکده رو میتونید به اینستاگرام، و سالن مطالعه رو به فضای وب نسبت بدید…

سالن مطالعه دانشکده مهندسی همدان
سالن مطالعه دانشکده مهندسی همدان – 28 آذر 1397

کلی تجربه، سختی، شادی، گریه، چرت، زمان و زندگی رو من شخصا در این محیط خلوت، آروم، ساکت و بی نظیر تجربه کردم. سالن مطالعه کلی میز داره و باز هم نیاز نیست از کسی اجازه بگیرید برای استفاده شون ( امان از ترم یکی ها )، اما اگر سیستم و لپتاپ دارید، باید یادتون باشه که اونجا پریز کمه، به خاطر همین باید سریعتر به عقب و گوشه های سالن مطالعه برید، اگر یه سیم سیار هم داشته باشید که دیگه عالی میشه …

سالن مطالعه دانشکده مهندسی
سالن مطالعه دانشکده مهندسی – عکاس نامعلوم – سال 1397

در کل قدر سالن مطالعه رو بدونید، اونجا رو میزها چوب خط ننویسید، رپ فارس جاش روی میزها نیست، با رفقاتون سرصدا نکنید، حواستون به پچ پچ کردن دخترها که اونور سالن مطالعه هستند نباشه ( البته یه دیوار عظیم بین شماست و خواهرها و برادرها جدا از هم هستند. ) و کلا کارتون به کار خودتون باشه، اینجا کلی یادگیری هستش، هیچ محیطی رو از اینجا آروم تر تجربه نکردم …

یه حرکت قشنگ هم اینجا میشه کرد، اونم اینه که کسایی که کتابهاشون رو نمیخوان، در قفسه ای که برای این کار تعبیه شده، کتاب ها و جزوه هاشون رو برای استفاده بقیه قرار میدن. از معدود کارهای قابل ستایش دانشکده مهندسی همین مورده واقعا.

 

کارگاه کامپیوتر دانشکده مهندسی بوعلی سینا همدان

کارگاه کامپیوتر دانشکده مهندسی
کارگاه کامپیوتر دانشکده مهندسی – 26 مهر 1397

اینجا یک ملک تصاحب شده توسط دانشجوهای مهندسی کامپیوتره و کسی حق ورود به اینجا نداره، کارگاه هم کلی سیستم داره که رو یه سریشون لینوکس نصبه و یه سری سیستم ها هم فکر کنم قوی تر باشن، اما در کل کامیونیتی بچه های کامپیوتر، بیل گیتس های آینده، عباس نژاد قمی خوان های هکر و … اینجا زیاده و خوب همه ی هم کلاسی ها، هم رشته ای ها و بچه هایی که بیشترین احتمال برای یادگیری و تیم سازی وجود داره اینجا هستند، ساعت 15 الی 16، دوز صدای تولید شده در کارگاه، بدون اغراق اندازه سکوی 22 ورزشگاه آزادی هست! اما در بقیه موارد خیلی سرصدا زیاد نیست، مخصوصا صبح ها و دم دمای غروب.

کارگاه کامپیوتر بوعلی
کارگاه کامپیوتر بوعلی – 1397

راستی یه چیز خیلی مهم! اگر مثل ما اهل درس خوندن نیستید، قبل امتحان این محیط بی نظیر رو از دست ندید! معمولا یه بچه درس خون واقعی اینجا هست که داره به کسایی که تا 10 دقیقه قبل امتحان پابجی بازی میکردن، الگوریتم و سوال های احتمالی رو درس میده و خیلی جالبه! معمولا سوال های احتمالیشون هم تو امتحان میاد. ( رامتین و الهام، ازتون ممنونم! )

کارگاه کامپیوتر دانشکده مهندسی دانشگاه بوعلی
کارگاه کامپیوتر دانشکده مهندسی دانشگاه بوعلی – با محمد پارسیان – 30 مهر 1398

یه تجربه دیگه، اونایی که خیلی رخ میگیرن رو کلا تحویل نگیرید، اونجا پر است از جمع هایی که تو سن 20 سالگی، با یاد گرفتن دو تا زبان برنامه نویسی خدا رو بنده نیستند، کلا الان زمان زودیه برای به اصطلاح قیافه گرفتن، زندگی هنوز باهاتون مهربونه، البته سطح دغدغه های این سن به هر حال همینه ولی خوب گفتم این نکته مهم رو اینجا هم یادآوری کنم.

راهرو دانشگاه بوعلی سینا همدان
راهرو دانشگاه بوعلی سینا همدان در کنار کارگاه کامپیوتر و یک المان که باید دقت کنید! – 23 آبان 1397

اگر در ترم های اولیه هم هستید، حرف ترم بالایی ها رو خیلی جدی نگیرید، اما از تجربه هاشون استفاده کنید، اینکه چه درسی رو با چه استادی برداریم و توصیه هایی از این قبیل رو بدون تعصب، قبول کنید و مثل آیات الهام شده باهاشون برخورد کنید،اما سایر توصیه ها شخصیه و مسیر زندگی شما با هر شخص دیگه ای متفاوته، منظور اینه که اگر همه دارن یه کاری میکنن، هیچ الزامی به انجام و تکرار اون کار نیست و تو این سن فقط باید تجربه های مختلف رو امتحان کنید.(از لحاظ تکنولوژی، سمت های شغلی و اینطور مسائل میگم!)

 

اینترنت دانشکده مهندسی بوعلی سینا همدان

این بخش خیلی مهمه، مخصوصا اگر دانشجوی مهندسی کامپیوتر باشید و شب و روز به سیستم نیاز داشته باشید. خوب جریان از این قراره که شما برای اتصال به وای فای دانشگاه، باید پروکسی بسازید. طریقه ساخت پروکسی رو از توی سایت دانشکده یا اطرافیان میتونید یاد بگیرید، چیز خاصی هم نیست، هر دانشجویی با شماره دانشجویی و رمز عبورش، میتونه از اینترنت دانشگاه استفاده کنه.

این اطلاعات، در دانشکده و خوابگاه غدیر هم قابل استفاده است. توجه کنید که هر پروکسی، تک کاربره است و اگر با سیستمتون به اینترنت وصل شدید، عملا دیگه نمیتونید با گوشی تون، با همون پروکسی به اینترنت وصل بشید.

سرعت اینترنت هم انصافا متوسط به بالا بود. توجه کنید که هر کس سهمی داره، فکر میکنم روزی 3 گیگ بود، اما برای این کار یه راهکار خیلی ساده برای بچه های غیرهمدانی وجود داره، اونم استفاده از همدانی هاست!

میتونید از بچه هایی که دانشکده کمتر میان، خونه دارند و یا همدانی هستند، بخوایید که مشخصات پروکسی شون رو به شما بدن تا زمانی که نیستند، شما از پروکسی اونا استفاده کنید. یادمه یه سری از بچه ها یه لیست اکسل از این مشخصات داشتند و گاهی هم پروکسی در خوابگاه به فروش میرفت، خوابگاه کلا یه پروسه تحقیقاتی دیگه است که احتمالا در مطلبی دیگه، کامل به اونم میپردازم.

 

آزمایشگاه های دانشکده مهندسی بوعلی سینا همدان

ازمایشگاه دانشگاه بوعلی دانشکده علوم
ازمایشگاه دانشگاه بوعلی دانشکده علوم – 2 اردیبهشت 1397

یه سری درس های عملی هم هست که محل برگزاری کلاسها، در این آزمایشگاه هاست. در آزمایشگاه های کامپیوتر دانشکده، یه سری سیستم هستند که اصلا روشن نمیشن، و واقعا وجودشون اونجا عجیبه. چیز بیشتری در مورد آزمایشگاه ها واقعا برا گفتن نیست، چون خود این واحدها هم چیزی برا گفتن ندارند، بیشتر برای وقت گذرونی و تفریح مناسبه این مکان …

 

راهرو اساتید مهندسی کامپیوتر دانشکده مهندسی بوعلی سینا همدان

شاید بشه گفت نقطه تاریک دانشکده، راهروی دپارتمان رشته های مختلف باشه. کلا شما کلی کارتون به این بخش و بخش آموزش خیلی مرتبطه و قسمتی از عمرتون واقعا تو این راهروها تلف میشه، چاره ای جز صبر ندارید و این حقیقت تلخیه.

نه قدرت و نه جرئتی برای بیان اعتراض دارید. اینجا تقریبا شما هیچ کاره اید و هر برخورد، واکنش و عملی از سمت اساتید رو کاملا باید قبول کنید و قانون نانوشته ای میگه که حق همواره با اونهاست. برای اینکه کارتون زودتر راه بیوفته، باید همواره رابطه خوبی با اساتید داشته باشید، چاپلوسی در این راهرو به اوج خودش میرسه، صحنه هایی میبینید که فکر میکنید اگر این کارها رو نکنید دارید اشتباه میکنید، اما دقیقا اینجاست که اگر مثل بقیه فکر و عمل نکردید، باید به خودتون افتخار کنید.

من در مورد دپارتمان مهندسی کامپیوتر صحبت میکنم. خیلی واضح و روشن، به غیر از دو الی نهایتا 4 استاد، که واقعا برازنده این صفت محترم هستند و به شدت انسان های کاردرستی هستند، هیچ انتظار دیگه ای از مابقی افرادی که در این راهرو اتاق دارند نداشته باشید. به مرور همه ی مواردی که گفتم رو متوجه میشید و به فهم عمیقی در مورد همه این عزیزان میرسید.

در مورد خیلی از این رفتارها، حتما یه بلاگ جدا خواهم نوشت و اونجا بررسی میکنم که آیا واقعا دانشگاه رفتن فایده ای داره یا نه، اما در این بخش، فقط باید به این اکتفا کنم که شرافتتون رو نفروشید، خاص باشید و زیر بار هر کاری نرید، حتی اگر به افتادن در اون درس منتهی بشه. اگر دانشجوی خوب کلاستون از نظر یک سری از اساتید، با انجام یکسری کارها دروس رو پاس میکنه ، شما افتادن در اون درس رو انتخاب کنید.

مطالبه گر باشید و زیر بار هیچ سخنی که علمی نیست نرید، برای دریافت یکی دو نمره، نرم افزار بله رو به زور استادتون نصب نکنید، تلگرام و ایمیل همواره گزینه مناسبتریه…، سر کلاس هر عقیده ای که بهتون خورونده میشه رو قبول نکنید، سوال کنید، تفکر انتقادی رو یاد بگیرید و سعی کنید نظرات خودتون رو داشته باشید. اگر نمره ها فراموش میشن، اما رفتارها نه. اگر واقعا داره بهتون بی احترامی میشه سکوت نکنید و از خودتون دفاع کنید و احترام بزرگترها رو هم نگه دارید.

در این راهرو کسی هست که پیشنهاد وزیر علوم شدن رو ، با وجود تمام شایستگی ها و به علت ارزش های خودش قبول نکرد. از اون سمت شخصی هست که همواره در مورد اخلاق صحبت میکنه اما هیچکس از بی احترامی ها و تعصب های بیجای ایشون در امان نبوده و نیست.

اشخاصی هم مدارج بالای علمی ای به زعم خودشون دارند و علی رغم فرصت های مطالعاتی ای که در ایتالیا و مابقی کشورها داشتند، اگر پاورپوینت ها و نوشته هاشون رو بگیرید، بهتون قول میدم یک نکته هم یاد نگیرید، حتی احتمال اینکه کلاستون تشکیل نشه همه هست، کلا پاورپوینت خوانی و روخوانی از متن، به شدت زیاده در این مجموعه.

شخص دیگه ای در این راهرو هست که برای خود اساتید این راهرو هم سواله که دقیقا ایشون اینجا چیکار میکنند؟! کسی که معتقده بیل گیتس، ایده اش را دزیده و سالهای سال در آمریکا بوده، اما دریغ از یک کلمه یادگیری در کلاس های متعدد ایشون ( معرف حضور همه دانشجوهای مهندسی کامپیوتر هستند … ).

 

دروس ارائه شده و کلاس های درس در دانشکده مهندسی کامپیوتر

کلاس درس روش پژوهش بوعلی سینا
کلاس درس روش پژوهش بوعلی سینا همدان – 6 اسفند 1397

به طور کلی، تمام دروس تخصصی ای که باید پاس کنید ( فعلا به به درد بخور بودن اونها کاری نداریم )، همگی در خود دانشکده مهندسی ارائه میشن، اما خیلی از کلاس های عمومی خیر.

استاد میرحسین دزفولیان
استاد میرحسین دزفولیان – درس ساختمان های داده – 7 اردیبهشت 1398

در واقع بخش هیجان انگیزی از دوران دانشجویی شما در اینجا ، اینه که از این دانکشده سرد روح و خشک فاصله بگیرید و کلاس های عمومیتون رو که اغلب از خیلی از دروس تخصصیتون کاربردی تر هستند، در دانشکده های دیگه اخذ کنید. توصیه میکنم برای درس های عمومی ، دانشکده ادبیات و بعد علوم انسانی رو در اولویت قرار بدید.

 

جمع بندی نهایی

رفقا
رفقای دانشگاه – تنها چیزی که در نهایت میمونه – سال 1397

فکر میکنم به اندازه کافی، در مورد هر چیزی که باید از دل دانشگاه بوعلی سینا بدونید بهتون توضیح دادم. دانشگاهی بزرگ با پتانسیل های بسیار بالا که متاسفانه در زمانی که ما درس میخوندیم، به دست عده ای متعصب و افرادی که فقط ظاهر علمی داشتند گردونده میشد. این مطلب همواره به دست خود بچه های بوعلی مطمئنم که تکمیل میشه و از نظرات اونها هم استفاده میکنیم.

در کل ، دانشگاه بوعلی با همه سروصداهایی که برخی اوقات انجام میده، هیچ تفاوتی با معمولی ترین دانشگاه های ایران نداره و از لحاظ علمی و چیزی که یاد میگیرید هم دقیقا عین تمام دانشگاه های دیگه است، غیر از اینکه اسمش کمی قشنگ تر و با کلاس تره …

در نهایت، از بچه های دانشگاه بوعلی، مخصوصا دانشکده مهندسی و بچه های کامپیوتر، میخوام در صورتی که این مطلب رو خوندید، حتما نظراتتون رو در مورد دانشکده، دانشگاه، و هر چیز دیگه ای که دوست دارید بهش اشاره کنید، در بخش کامنت ها بنویسید تا این مطلب کاملتر بشه.

به مرور، حتما در مورد سایر موارد مرتبط با درس و دانشگاه، مهندسی کامپیوتر و مابقی چیزها هم مینوسیم، خوشحال میشم اگر نظراتتون رو هم به گوشم برسونید.

 

ارادتمند. محمدمهدی عسگری

دانشجوی سابق مهندسی کامپیوتر دانشگاه بوعلی سینا همدان 1395 – 1400

 

 

 

 

عکس هایی از محیط دانشگاه بوعلی سینا

دانشکده ادبیات دانشگاه بوعلی سینا
دانشکده ادبیات دانشگاه بوعلی سینا – 10 تیر 1396
مسجد دانشگاه بوعلی سینا
مسجد دانشگاه بوعلی سینا – 28 خرداد 1396
ایستگاه اتوبوس دانشگاه بوعلی همدان
ایستگاه اتوبوس دانشگاه بوعلی همدان – 30 آذر 1395
زمین چمن دانشگاه بوعلی سینا
زمین چمن دانشگاه بوعلی سینا – با حضور افتخاری من! – عکاس نامشخص
سلف دانشگاه بوعلی
سلف دانشگاه بوعلی سینا – 7 مهر 1397
خوابگاه غدیر بوعلی
خوابگاه غدیر بوعلی – 10 آبان 1396
اتاق خوابگاه دانشجویی غدیر بوعلی
اتاق خوابگاه دانشجویی غدیر بوعلی – 26 بهمن 1396
زمین چمن خوابگاه غدیر بوعلی
زمین چمن خوابگاه غدیر بوعلی – 12 تیر 1398 – آخرین روز حضور در خوابگاه

22 دیدگاه دربارهٔ «دانشگاه بوعلی سینا همدان؛ هر آنچیزی که باید از همدان و بوعلی بدانید!»

  1. اون اتاقِ مخوف و توو در توی بچهای acm جا موندا 🙂 برای من حکم سالن مطالعه واسه تورو داشت😁
    یه شخصی هم از قلم افتاد، آقای طهماسبی ، که اگر نبود من به شخصه نصف کلاسامو گم میشدم اوایل
    و اینکه دستخوش… مخصوصا بخش بوفه حسن آقا ، سخت گذشته ها ولی خوش گذشته ، یادش بخیر
    مرسی ازت

  2. اخرین باری که رفتم دانشگاه، کارگاه رو از بچه های کامپیوتر گرفته بودن و فکر کنم شده بود ازمایشگاهی که ربطی به رشته کامپیوتر نداشت.

    1. سروش خیلی دلتنگیم! اع عجب، پس امیدوارم بچه ها این کامنتم بخونن که حواسشون باشه به این نکته 👍

  3. محمد حسین شبیری

    با سلام و تبریک سال نو
    خیلی کامل و خوب نوشتید. واقعا با خوندن این متن و زنده شدن خاطرات لبخند از روی صورتم نمی افته. دوستان ترم اولی واقعا توصیه میشه به توصیه های آقای عسگری گوش بدید.

    1. سلام محمدجان، لطف داری، همه جا خوب بود تا جایی که رسیدیم به بخش ” آقای عسگری ” ! 😁
      همون مهدی بگی بهتره راحت باش، ممنون از نظرت.

  4. اقا مهدی اینارو خوندم بدجور دلم واسه بوعلی و همدان تنگ شد 🥲 این پستت رو همیشه به عنوان یاداوری از بوعلی بر میگردم و نگا میکنم

  5. ممنون ازت مهدی عزیز
    خاطراتمون زنده شد
    و مطلبت پر بود از چیزای از نون شب واجب تر برا ورودی های جدید
    اون چیزی که تو این دوران مهمه، خوش گذشتنه و یادگیری(تقریبا نه از کلاس های درس) و ارتباط بیشتر

  6. علی اقا ما نصف خاطراتمون با خودته!
    حالا در مورد خوابگاه که بنویسم احتمالا خیلی بیشتر اسمت بیاد 😉

  7. اون روز لعنتی از آبان 98 که اینترنت بعد از 2 هفته قطعی، وصل شد (اونم فقط اینترنت دانشگاه، بقیه‌ی سرویس‌دهنده‌ها هنوز کار نمیکردن) و کنار هم توی سالن مطالعه‌ی مهندسی نشسته بودیم رو هرگز یادم نمیره.
    امیدوارم هر جایی هستی و هر کاری که میکنی، درش بهترین باشی.
    خیلی مخلصیم.

    1. امیرجان لطف داری. اره چه روزی بود! نمیدونستیم چه خبره، البته قبلش با هم توییتر بودیم…
      مرسی از نظرت
      همچنین 🌹

  8. مرسی که اینقدر با جزییات تجربتو شرح دادی
    مخصوصا به عنوان یک همدانی نظرت درمورد همدان و همدانی ها برام جالب بود؛)

    منم اینو برای دانشجو های جدید اضافه کنم…

    جدا از اینکه محیط حالا نیاز آموزشی رو ممکنه برآورده نکنه، به نظرم هر کسی تا حدی که میتونه باید مسئولیت یادگیریش به عهده بگیره و تا حدی که در توانش هست محیط رو بهبود بده. من خودم به عنوان دانشجو احساس میکنم باید بیشتر رو قسمت دوم تلاش میکردم.
    اینم اضافه کنم که دانشگاه منهای قسمت محدودی که ممکنه برای تحقیق و پیشرفت علم باشه( که متاسفانه توی ایران کمرنگ) بقیه اش یک اجبار اجتماعی فرهنگی که زمان میبره تا دوباره خودش رو متناسب با نیاز جامعه و مردم باز تعریف کنه ( منتظر نباشید)

    فکر میکنم هرکسی کمی با خودش رو راست باشه متوجه خواهد شد که اگر کسی واقعا قصد یادگیری هر حرفه ایی مخصوصا توی حوزه کامپیوتر رو داشته باشه میتونه به صورت مستقل با کمک اینترنت با کیفیت و صرف زمان کمتری یاد بگیره. (البته ممکن قصد ادامه تحصیل توی خارج از کشور رو داشته باشید که برای اون ممکنه مدرک راه امن تری باشه)

    با همه این تفاسیر اگر به هر دلیلی مجبور به ادامه تحصیل در دانشگاه شدید هرچند ممکنه دونستن اینا شما رو دلسرد کنه. ولی مسئولیت رقم زدن یه تجربه خوب رو خودتون به عهده بگیرید و منتظر کس دیگه ایی نباشید.
    و یک تجربه خوب لزوما موفقیت نیست. بعضی موقع ها شکست ها و اشتباهات و کاستی ها میتونن درس به مراتب ارزشمندتری رو به ما یاد بدند تا در آینده اونها رو برطرف کنیم.

    ممنون مهدی جان بابت زمانی که صرف کردی
    واقعا کار ارزشمندی بود

    1. درود مهران عزیز
      کاملا درست میگی، دقیقا یادمه که خودت یکی 2 تا ترم رو کلا نبودی و داشتی روی این موارد کار میکردی…
      موارد بسیار بسیار مهم که هیچکس به آدم نمیگه، اما به هر حال مسولیتش با خود دانشجو هست و خواهد بود.
      بخش ” منتظر نمونید ” ای که بهش اشاره کردی طلایی بود، درود و ممنون بابت نظرت 🌹👍

  9. سلام
    من دانشجوی ورودی ۹۸ مهندسی کامپیوتر بوعلی هستم، با اینکه فقط یک ترم به صورت حضوری رفتیم دانشگاه، اما با بیشتر توضیحاتتون ارتباط گرفتم و ملموس بودن.
    ممنون بابت بلاگ خوبی که نوشتید.

  10. مهدی جان مرسی بابت تجربه ای که به اشتراک گذاشتی
    من خودم هم اولش خیلی سر در گم بودم و هم اشتباهات زیادی تو دوران کارشناسی داشتم.
    که البته تجربه های خوب زیادی هم داشتم که یکیش آشنا شدن با بچه های فوق العاده ای مثل خودت بود.
    در کل امیدوارم بچه هایی که تازه وارد دانشگاه میشن تجربیات تو و بچه های دیگه رو ببین اشتباهاتی که انجام دادیم و انجام ندن.

    1. علی جان تو بزرگ مایی
      لطف داری
      منم امیدوارم اشتباهات ما رو نکنن و به قول ناصر غانم زاده، اشتباهات ” خودشون ” رو بکنن، یعنی کارهای جدید بکنن و گذشته رو فراموش نکنن 👍

  11. علیرضا خیشوند

    خیلی قشنگ بود و کلی خاطره رو برام زنده کرد
    با اینکه دوران عجیبی بود و اونموقع لحظه شماری میکردم که تموم شه ولی بازم بعضی وقتا دلتنگ پشت مهندسی میشم خدایی
    ولی به نظرم مهم ترین نکته ای که خودتم گفتی شاید همین باشه
    رفقای دانشگاه واقا تنها چیزایی هستن که در نهایت میمونن
    مرسی بابت بلاگ خوبی که نوشتی.

    1. سلام علی جان.
      پشت مهندسی برای خیلی ها خاطره انگیز بوده و هست، البته من فقط گذر میکردم
      لطف داری و خوشحالم که خوندی بلاگ رو ✌🌹

  12. ایول خیلی باحوصله، اینا بدرد بچه هایی میخوره که میخوان انتخاب رشته و دانشگاه کنن. ولی کاش از آموزش هم مینوشتی. من بعد از سه سال هنوز کابوس میبینم که آموزش زنگ میزنه بهم میگه یه واحدتو پاس نکردی پاشو بیا همدان. یا مثلا فلان درسی که فلان ترم پاس کردی رو باید حذف میکردی و چون نکردی سیستم حذفش کرده باید از اول پاسش کنی.

    1. صدرای عزیز لطف داری
      اره حتما، حالا تو برنامم هست که چند تا بلاگ در مورد اساتید، نحوه آموزش، دانشگاه رفتن و مسایلی شبیه به اینم بنویسم در آینده.
      من خیلی کارم به آموزش گیر نیوفتاد که باید خداروشکر کنم مثل اینکه …
      ممنون از نظرت ✌

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.